|
سال هشتاد و نه هم مسافر شد و صفحات آخرین سال هم به دست
روزگار دارد ورق می خورد، سریع و شتاب آلود! انگار همین
دیروز بود که همسفر سال هشتاد و نه شده بودیم و حالا نرم
نرمک وقت جدایی است فصل ها و سال ها می گذرند و ای دریغ
از ما اگر کامی نگیریم از بهار....
امروز اگرچه قنات ها خشکیده و نمی توان به سنت دیرین
نائینی ها بر سر آب رفت و به ماهی حلقه لنجو غذا داد اما
می توان حکایتش را بازگو نمود و اگر رفتن به باغ مصلی در
سیزده بدرها فراموش شده می توان به قدر توان گامها قدم سوی
صحرا نهاد...
ادامه مطلب |